تبلیغات
گروه تخصصی ادیان

گروه تخصصی ادیان
 
نویسندگان

یکی از جاهایی که عقیده پژوهشگران پیشا مدرن در مورد تحریف گوناگون بود؛ در این مسئله بود که عملا چگونه تحریف اتفاق افتاد.حال آنکه برخی ازمحققان بر سر این موضوع بحث می کردند که تحریف در مفهوم یا تفسیر یک متن اتفاق افتاده بود و دیگر محققان بر این اشاره داشتند که کلمات حقیقی متن تغییر یافته اند. برای مثال، رازی استدلال کرد که معانی و مفاهیم متون تحریف شدند. در تفسیر او در مورد دو آیه یعنی قرآن 5:13 که در بالا ذکر شد و قرآن  5:41 که راجع به تحریف می باشد ، شامل عبارت ( یهودیان ) کسانی که معنی کلمات وحی شده را تحریف کردند،می باشد. رازی فکر می کرد که این متون به جای تغییرات کتاب آسمانی حقیقی، اشاره به تفاسیر گمراه کننده دستورات خداوند دارد. او اعتقاد داشت که تغییرات کامات کتاب آسمانی که توسط افراد زیادی انتقال داده شده است ، احتمالا رخ نداده است.[1] ظاهرا رازی معتقد بود که تحریف ها درمتن کتاب آسمانی تنها رحله ابتدایی تاریخ یک اجتماع بوجود می آید، یعنی زمانی که تعداد پیروان یک الهام و کسانی که متن برای آنها شناخته شده است، خیلی کم است. [2]

طبری یک مفسر برجسته قرآنی، نیز موافق این دیدگاه بود که تحریفات در مفاهیم متون نه در حقیقت متون رخ دادند.[3]

در تفسیر قرآن  5:13  طبری اظهار کرد که متن الهام ( وحی ) بواسطه تفاسیر دروغین تغییر یافته اند. که این تفاسیر بعد ها نوشته شده و به خدا نسبت داده شدند.[4] در تفسیر آیه بعدی طبری پی برد که واژه یحرفونه به این معناست « آنها معنی آن را تغییر می دهند » بنابراین آیا شما (معتقدین) امیدوارید که چنین افرادی به شما اعتماد خواهند کرد، در حالیکه برخی از آ«ها همواره به شنیدن آیات قرآن عادت داشتند و سپس عمدا آیات قرآن را تغییر می دهید، حتی زمانی که آنها می فهمند؟

مفسر قرآنی دیگری به نام قرطبس نیز، در تفسیرش 5:13  چنین دیدگاهی را داشت که این اشاره به تحریف می تواند به تغییر و دگرگونی هم کلمات و هم معنا مربوط باشد.

بر طبق تفسیر وی، آیه به این معنی بود که آنها (یهودیان) متون را به اشتباه تفسیر می کنند و این تفاسیر غلط را در اختیار مردم عادی قرار می دهند. او همچنین اظهار نظر کرد که گفته می شود تغییر معنی آیه حروف متن را تغییر می دهد.[5]

بر اساس آیه بعدی  ، برخی محققان نیز نظر به این داشتند که تحریف کتاب آسمانی ممکن است توسط زبان رخ داده باشد. اشاره به تحریف در گویش زبانی:

برخی از افراد هستند که کتاب آسمانی را باز با نشان تغییر میدهندکه شما ( مردم ) فکر کنید آنچه که آنها می گویند بخشی از کتاب آسمانی و ازجانب خداوند است، در حالی که این گونه نیست. آنها به خداوند دروغ هایی را نسبت می دهند و خود نیز می دانند.[6]

قرطبی، در تفسیر این آیه پی برد که به معنای تغییر هر آنچه مقصود متن است می باشد.[7] این آیه به طور واضح شرح دادن چیزی و نسبت دادن آن به دروغ به کتاب آسمانی ویا برداشت غلط و تحریف شده ای که از آنچه که کتاب های آسمانی پیشین در مورد موضوع خاصی درباره پیامبر می گویند می باشد.

برخی از محققان نیز به این احتمال اشاره کرده اند که تحریف از طریق پنهان کردن یک متن رخ داده است . در این سناریو، متن خودش وجود داشته و معتبر و موثق بود. اما توسط محققان یهودی و یا مسیحی پنهان شد. بهترین مثال شناخته شد ه در این نوع تحریف ارائه شده در رابطه با نظریه ای است که محمد ص  پیامبر و مامموریتش در تورات و انجیل پیش گویی شده بودند . طبق این نظریه، محققان یهودی و مسیحی به خاطر انکار نبوت پیامبر (محمد) این متون را پنهان کردند.برای مثال طبری برخی از آیه های قرآنی را دیده است که دررابطه با تایید پنهان کردن مدارک موجود درباره پیامبر در تورات بوده است که توسط محققان یهودی مدینه صورت گرفته بود.(25) . یکی از این آیات شامل این عبارت است : همان گونه برای آن دسته از کسانی که کتاب آسمانی که خداوند فرستاده پنهان می کنند و به بهایی نا چیز می فروشند، آنها فقط شکم هایشان را با آتش پر می کنند (26) به همین نحو طبر آیه زیر تفسیر کرد  که اشاره به این موضوع دارد که محققان مسیحی و یهودی هر دو هر آنچه را که در کتاب های آسمانیشان در مورد نبوت محمد ص نوشته شده پنهان کرده بودند.(27) همانا برای کسانی که دلایل و رهنمود هایی را که ما (خداوند) فروفرستادیم پنهان می کنند .بعد از اینکه ما در کتاب آسمانی برای مردم آشکار کنیم خداوند آنها را نمی پذیرد و همچنین دیگران نیز آنها را رد می کنند مگر اینکه توبه کنند و اصلاح شوندو حقیقت را بیان کنند(28) تفسیر طبری ظاهر بر اساس شواهد و نشانه های موجود در آیات دیگر است که اثبات می کنند محمد ص در تورات و انجیل به عنوان یک پیامبر غیر کلیمی توصیف شده است . برای مثال من (خداوند) مرحمت و بخششم را برای کسانی مقدر می کنم که نسبت به خدا آگاه هستند و صدقات تعیین شده را می پردازند. کسانی که به الهامات ما اعتقاد دارند کسانی که از فرستاده من ( پیامبر درس نخوانده ای امی) که در تورات و انجیل که در نزد آنان است توصیف شده) پیروی می کنند. همان گونه که محمد عبد الهالم در ترجمه ی این آیه اشاره می کند . امی هم می تواند به معنای درس نخوانده و هم به معنی غیر کلیمی باشد.(30) طبری همچنین به آیات دیگری اشاره می کند که در آنها مسیح آمدن محمد را پیشگویی کرده است به او بنام احمد یا .....، نامی که تقریبا معنی شبیه محمد دارد اشاره می شود مسیح پسر مریم فرمود این بنی اسرائیل من توسط خداوند به سوی شما فرستاده شده ام که تورات را که قبل از من آمده تایید کنم و خبر خوشی را در مورد آمدن پیامبری به شما بدهم که بعد از من می آید و نام او احمد خواهد بود. بنابر این شکلی از مخفی کردن که به آن اشاره شد توسط طبری بیان می شود که هم محمد و هم نشانه هایی که به اشاره شده به وضوح در کتاب های آسمانی یهودیان و مسیحیان پیدا شد . (33) 


------ ترجمه شده توسط آقای علیرضا حسینی-----

One of the areas in which pre-modern scholarly opinion of distortion varied was on the issue of how distortion had actually occurred. While some scholars argued that distortion had taken place in the meaning or interpretation of a text, others suggested that the actual words of the text had been changed. For example, Razi argued that the meanings of the texts were distorted. In his interpretation of two verses that refer to tahrif, namely  Qur’an  5:13, cited above, and  Qur’an  5:41, which includes the phrase ‘[the Jews] who distort the meanings of [revealed] words’, Razi thought that these texts referred to misleading interpretation of instructions from God, rather than changes to the actual scripture. He believed that changes to the words of a scripture which had already been transmitted by a large number of people were not likely to have occurred.16 Razi seemed to believe that distortions in the text of a scripture could only arise at the very early stage of a community’s history, when the number of followers of a revelation, and hence those to whom the text was known, were very few.17

Tabari, a prominent scholar of the  Qur’an , also favoured the view that distortions occurred in the meanings of texts, not the actual texts themselves.
18 In commenting on  Qur’an  5:13, Tabari said that the text of the revelation had been changed through false interpretations, which were then written down and attributed to God.19 In interpreting the following verse, Tabari understood the term ‘yuharrifunahu’ to mean ‘they alter its meaning’:20 ‘So can you [believers] hope that such people will believe you, when some of them used to hear the Words of God and then deliberately twist them [yuharrifunahu], even when they understood them?’21

Another  Qur’an ic scholar, Qurtubi, also in his commentary on Q.5:13, was of the view that this reference to ‘distortion’ could be related to the alteration of either words or meaning.
 According to him, the verse meant that ‘they [the Jews] interpret [texts] wrongly and provide the common people with these false interpretations’. He also observed that ‘it is said that [alteration of] its [the verse’s] meaning is changing of the letters [of the text]’.22

Based on the following verse, some scholars also suggested that distortion of scripture may have occurred ‘by the tongue’, referring to distortions in verbal narration:
There are some who twist the Scripture with their tongues to make you [people] think that what they say is part of the Scripture when it is not; they say it is from God when it is not; they attribute lies to God and they know it.23

Qurtubi, in his interpretation of this verse, understood it to mean changing of what is intended by the text.24 The verse clearly refers to distortion of the text or its meaning through speech; thus, the  Qur’an  seems to suggest that this process may have involved either narrating something and attributing it falsely to scripture, or giving a false or distorted impression of what these earlier scriptures say on a particular issue to the Prophet Muhammad.


Distortion by concealing the text
Some scholars also suggested the possibility that distortion occurred through concealment of a text. In this scenario, the text itself existed and was authentic, but was ‘concealed’ by Jewish or Christian  scholars. The bestknown instance of this type of alleged distortion relates to the theory that the Prophet Muhammad and his mission were foretold in the Torah and Gospel. According to this theory, Jewish and Christian scholars of the Prophet’s time ‘concealed’ these texts in order to deny his prophethood. For instance, Tabari saw some  Qur’an ic verses as supporting the allegation that Jewish scholars of Medina had concealed references to the Prophet in the Torah.25 One of these includes the phrase ‘As for those who conceal the Scripture that God sent down and sell it for a small price, they only fill their bellies with Fire.’26 Similarly, he interpreted the verse below as referring to
both Jewish and Christian scholars who had concealed what was written in their scriptures about Muhammad’s prophethood:27

As for those who hide the proofs and guidance We [God] send down, after We have made them clear to people in the scripture, God rejects them, and so do others, unless they repent, make amends, and declare the truth.28

Tabari’s interpretation appears to be based on evidence contained in other verses which assert that Muhammad is described in the Torah and the Gospel as the ‘gentile’ Prophet. For instance:
I [God] shall ordain My mercy for those who are conscious of God and
pay the prescribed alms; who believe in Our Revelations; who follow the
Messenger – the unlettered [ummiy] prophet they find described in
the Torah that is with them, and in the Gospel.29

As Muhammad Abdel Haleem notes in his translation of this verse, ummiy can mean both ‘unlettered’ and ‘gentile’.30

Tabari also refers to other verses which suggest that Jesus foretold the coming of Muhammad, referring to him as Ahmad, or ‘the praised one’, a name that has approximately the same meaning as Muhammad:31 ‘Jesus, son of Mary, said, “Children of Israel, I am sent to you by God, confirming the
Torah that came before me and bringing good news of a messenger to follow me whose name will be Ahmad.”’32

 Thus, the form of ‘concealment’ referred to here by Tabari appears to mean not  recognizing either Muhammad or the ‘signs’ that point to him which are apparently found in both the Jewish and Christian scriptures.33







[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ] [ 11:25 ب.ظ ] [ محمد میثم ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ به کمک استاد محترم آقای جواد قاسمی جهت آشنایی با یهودیت و اصطلاحات مربوط به یهودیت به دو زبان (انگلیسی و فارسی) ایجاد شده است .
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :